عبد الله قطب بن محيى
389
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ « 1 » عادت سلف اين بوده كه اگر باد آمدى و چراغ كشتى ، گفتندى : انا للّه و انا اليه راجعون ، اين كلمه را مخصوص به موت نساختندى ، اما جاهل چون بلايى به او رسد ، از بدگمانى به خدا او را جزع و اضطراب و ناخشنودى روى نمايد و آن بلا در حق او و بال بر سر و بال گردد ، زيان دنيا و آخرت باشد ، از بلاهاى خدا كه در آن نقص اموال و ثمرات است ملخ است كه بر ناحيه فارس مستولى شده و ملخ جند خداى است ، به هر ناحيه كه خواهد فرستد و آزمايش خدا است تا واضح شود كه ، كه را اعتماد بر رزق بود و كه را اعتماد بر رزّاق ، از آن پير زال كم نبايد بود : زالكى كرد سر برون ز نهفت * كِشتك خويش خشك ديد و چه گفت كه اى هم آنِ نو و هم آنِ كُهن * رزق بر تو است هرچه خواهى كهن و باللّه المستعان . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 160 - [ هر محنت را نزد خداى عزّ و جلّ نهايتى مقرّر شده ] من عبد اللّه قطب الى الاخوان الالهيّين . هر محنت را نزد خداى عزّ و جلّ نهايتى مقرّر شده و غايتى معيّن گشته كه تا به آن نرسد سر نيايد ، ندانيم اينكه اين تفرقه قرض كه بر ما و اكثر اخوان خصوصا سيّد الاخوان ايّده اللّه و اعان ، واقع است خداى عزّ و جلّ انتهاى آن را كى مقدّر فرموده ، در اين جانب از آن باب حكايتى چند واقع است كه اعلام آن غير ملال آن جانب فايدهاى
--> ( 1 ) . سوره بقره ، آيههاى 155 و 156 « و مژده ده شكيبايان را ، [ همان ] كسانى كه چون مصيبتى به آنان برسد مىگويند ما از آن خدا هستيم و به سوى او بازمىگرديم » .